Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

نظرسنجی

jfumon-copy.jpg 

جدیدا یه موضوعی به شدت فکر منو مشغول کرده ؛ به نظر شما چرا آدما ازدواج می کنند ؟

به خاطر اینکه یه همراه داشته باشند؟ مگه یه دوست خیلی خوب نمیتونه همراه باشه؟

به خاطر اینکه اجازه انجام یه کارایی رو داشته باشند که وقتی مجردند امکان انجامش نیست یا ضعیفه؟

برای اینکه تشکیل خانواده بدند؟

برای اینکه یه طرز جدیدی از زندگی رو شروع کنند؟

برای اینکه نیاز به جنس مخالف دارند؟

برای اینکه نیاز دارند عشق بورزند و معشوق  هم باشند؟

یا شما هم با من هم عقیده اید که آدما برای این ازدواج میکنند که fun های جدیدی را تجربه کنند….؟؟؟

Advertisements

بدون عنوان

به نام او

چقدر بده که آنقدر که دیگران فکر میکنن خوبی ؛ نباشی …

 

پنجه در افکنده ایم با خویشتن به جای رها شدن ،

سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را

به جای همراهی کردنشان ؛

عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب

در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

سورپریز

سلام ؛

هنوز یه چند روزی مونده که یه سال دیگه از عمرم هم کامل بشه و من یه سال پیرتر بشم اما امسال یه خرده فرق داشت…

آخه قبل از اینکه متولد بشم سورپریز شدم  …

صبح شنبه بود که با پردیس رفتیم بیرون ، بانک ، دانشگاه ، یه خرید یه کم مشکوک و بعدم رسیدیم خونه که دیدم پردیس با چه عجله ای شروع کرد به جمع و جور کردن خونه و جارو و …ناهار که خوردیم پرید تو حموم،  منم دراز کشیدم و تازه داشت خوابم میبرد که دیدم پردیس بالا سرم میگه پاشو تو که گفتی میخوای یه دوش بگیری خب پاشو دیگه …

منم هزارتا بهونه که حالا یه ساعت دیگه میرمو چه و چه که کوتاه نیومد ؛به سختی هر چه تمامتر به حمام فرستاده شدم ؛

بالاخره چند دقیقه ای بود که ازحموم اومده بودم بیرون  که نیلوفر با یه کیک و یه عالمه شمع روشن از راه رسید.

                                                  maryam.jpg

                                                img_0946.jpg

و اینگونه بود که من امسال کمی زودتر متولد شدم ! و یه عالمه کادوی خوشگل و اینا خوردم …جای شما خالی .

دوست

یک دوستی واقعی زمانی بنیان می گیرد که سکوت میان دو نفر خوشایند باشد …

دل درد

سلام

نمیدونم چرا چند وقتیه دلم گرفته … خیلی هم زیاد ، خیلی به خودم اجازه نفوذ افکار و احساسای بد نمیدادم اما الان هرچی تلاش میکنم نمیشه یعنی اصلا حالشو ندارم …بی خیال ،

خوش باشین…

1- سلام!

2- پرژه این ترم طراحی یه زیر محله هست که اصل کاریا دو تا برج مسکونی با چند واحد همسایگی هستن هر چی هفته پیش خوب بودم این هفته جسارتا گند زدم ! شدیدا میخوام روی طرح جدید خودم کار کنم همون که استاد هیچی ازش نفهمید !!! ولی خب بازم خدا را شکر که اساتید اسیست دارن …

3-تحمل بعضی چیزا خیلی خیلی سخته ؛مخصوصا وقتی بدونی که حقت این نیست …

4-برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم ؛

که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند  ؛

 گوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنود ؛

برای تو و خویش

روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم .

خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت…