Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2008

بدون عنوان

به نام او

چقدر بده که آنقدر که دیگران فکر میکنن خوبی ؛ نباشی …

 

پنجه در افکنده ایم با خویشتن به جای رها شدن ،

سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را

به جای همراهی کردنشان ؛

عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب

در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

Advertisements

Read Full Post »

سورپریز

سلام ؛

هنوز یه چند روزی مونده که یه سال دیگه از عمرم هم کامل بشه و من یه سال پیرتر بشم اما امسال یه خرده فرق داشت…

آخه قبل از اینکه متولد بشم سورپریز شدم  …

صبح شنبه بود که با پردیس رفتیم بیرون ، بانک ، دانشگاه ، یه خرید یه کم مشکوک و بعدم رسیدیم خونه که دیدم پردیس با چه عجله ای شروع کرد به جمع و جور کردن خونه و جارو و …ناهار که خوردیم پرید تو حموم،  منم دراز کشیدم و تازه داشت خوابم میبرد که دیدم پردیس بالا سرم میگه پاشو تو که گفتی میخوای یه دوش بگیری خب پاشو دیگه …

منم هزارتا بهونه که حالا یه ساعت دیگه میرمو چه و چه که کوتاه نیومد ؛به سختی هر چه تمامتر به حمام فرستاده شدم ؛

بالاخره چند دقیقه ای بود که ازحموم اومده بودم بیرون  که نیلوفر با یه کیک و یه عالمه شمع روشن از راه رسید.

                                                  maryam.jpg

                                                img_0946.jpg

و اینگونه بود که من امسال کمی زودتر متولد شدم ! و یه عالمه کادوی خوشگل و اینا خوردم …جای شما خالی .

Read Full Post »