Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘روزانه’ Category

اعتماد

گاه سخت ترین کار آن است که بتوانی خود را باور کنی .
حیرت مکن که گاه و بیگاه ؛
خود را بیابی ،
و به تنهایی به دفاع از باورهایت برخیزی  ،
سخت ترین زمان آنگاه است که ،
به تنهایی به شایستگی هایت باور داری ،
اما این سختی هرگز از قدر تو نمی کاهد .
و از آرزوی تو [...]

Read Full Post »

دوست…

      دوست کیست ؟
کسی که با او شهامت آن می یابی که خودت باشی ، با او روح تو عریان حضور می یابد .
کسی است که از تو می خواهد که صورتک از چهره برداری و فقط آن باشی که هستی .
از تو نمی خواهد که بهتر یا بدتر باشی .
وقتی با او هستی احساس [...]

Read Full Post »

عکسنامه

             سلام
             این هم چند تا عکس از مراحل مختلف سفر .          

یزد - توران پشت

جاده چالوس

چالوس - محوطه هتل آزادی خزر

چالوس - محوطه هتل آزادی خزر

نمک آبرود

نمایی از دریای خزر که از اتاق قابل رویت بود 

دریا ی خزر
 
 

Read Full Post »

بازگشت

سلام
 بالاخره از یه سفر طولانی ولی نسبتا خیلی خوب برگشتیم واقعا راست میگن که “ دنیا دیدن به از دنیا خوردنه “
  کاش می شد ما آدما انقدر خودمونو درگیر این زندگی نمی کردیم ، یه خورده می رفتیم دنیا را می گشتیم و می دیدیمو می فهمیدیم ،
اینجوری که ما دنیا را چسبیدیم خدا آخر [...]

Read Full Post »

جرم من

دلم شکست ،
    دلم شکست و صدای شکستنش عرش خدا را لرزاند  ؛
         ای کاش به جرم مرتکب نشده محکوم نمی شدم ؛
         ای کاش می گفتند گرچه اینگونه بودند اما او اینگونه نخواهد بود ؛
         ای کاش کسی می گفت، دیگر نمی خواهد گذشته اش تکرار شود … 
        کاش به جرم تکرار گذشته محکوم نمی شدم [...]

Read Full Post »

فاصله

اومدم  خبر خاصی نیست ولی هرچی فکر مکنم میبینم بعضی وقتا و خیلی وقتا بزرگترها دوست دارن هم به جای خودشون زندگی کنند هم به جای کوچکترها و بعد به این نتیجه میرسم که چقدر ماها آرمانی فکر میکنیم و چقدر آرمانهامون با واقعیت فاصله دارند.

Read Full Post »

سفر

انقدر شیراز موندم که نمیدونم وقتی دارم میرم یزد میشه سفر یا وقتی میام شیراز ؟؟؟؟؟؟؟
به هر حال خواسته یا کمی هم ناخواسته باید برم و دارم میرم ؛ با اینکه تقریبا هیچ چیز خاصی منو تشویق به رفتن نمیکنه .
با نگاه به آینده ای نسبتا مبهم و تقریبا هولناک راه رفتنی را میروم .
 

Read Full Post »

نظرسنجی

 
جدیدا یه موضوعی به شدت فکر منو مشغول کرده ؛ به نظر شما چرا آدما ازدواج می کنند ؟
به خاطر اینکه یه همراه داشته باشند؟ مگه یه دوست خیلی خوب نمیتونه همراه باشه؟
به خاطر اینکه اجازه انجام یه کارایی رو داشته باشند که وقتی مجردند امکان انجامش نیست یا ضعیفه؟
برای اینکه تشکیل خانواده بدند؟
برای اینکه [...]

Read Full Post »

بدون عنوان

به نام او
چقدر بده که آنقدر که دیگران فکر میکنن خوبی ؛ نباشی …
 
پنجه در افکنده ایم با خویشتن به جای رها شدن ،
سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان ؛
عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

Read Full Post »

سورپریز

سلام ؛
هنوز یه چند روزی مونده که یه سال دیگه از عمرم هم کامل بشه و من یه سال پیرتر بشم اما امسال یه خرده فرق داشت…
آخه قبل از اینکه متولد بشم سورپریز شدم  …
صبح شنبه بود که با پردیس رفتیم بیرون ، بانک ، دانشگاه ، یه خرید یه کم مشکوک و بعدم رسیدیم [...]

Read Full Post »

Older Posts »