به نام او
چقدر بده که آنقدر که دیگران فکر میکنن خوبی ؛ نباشی …
پنجه در افکنده ایم با خویشتن به جای رها شدن ،
سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان ؛
عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه
Archive for ژانویه, 2008
سلام ؛
هنوز یه چند روزی مونده که یه سال دیگه از عمرم هم کامل بشه و من یه سال پیرتر بشم اما امسال یه خرده فرق داشت…
آخه قبل از اینکه متولد بشم سورپریز شدم …
صبح شنبه بود که با پردیس رفتیم بیرون ، بانک ، دانشگاه ، یه خرید یه کم مشکوک و بعدم رسیدیم [...]