دل درد
نوامبر 20, 2007 با مریم
سلام
نمیدونم چرا چند وقتیه دلم گرفته … خیلی هم زیاد ، خیلی به خودم اجازه نفوذ افکار و احساسای بد نمیدادم اما الان هرچی تلاش میکنم نمیشه یعنی اصلا حالشو ندارم …بی خیال ،
خوش باشین…
نوامبر 20, 2007 با مریم
سلام
نمیدونم چرا چند وقتیه دلم گرفته … خیلی هم زیاد ، خیلی به خودم اجازه نفوذ افکار و احساسای بد نمیدادم اما الان هرچی تلاش میکنم نمیشه یعنی اصلا حالشو ندارم …بی خیال ،
خوش باشین…
وقتی مریض میشه به چیزای خوب فکر کن.
به اینکه خدا خیلی دوست داره.
مریض شدی و داری کفاره گناهات رو میدی.
به این فکر کن که بعد از اینکه خوب بشی چه روز آروم و آرامش بخشی در پیش خواهی داشت.
به اینکه دنیا چه قدر زیباست.
منم زیاد دل درد میگیرم. حداقل ماهی یه بار (قبلا ها بد تر بود. هفته ای 2 بار رو دل درد میگرفتم) ولی دیگه عادت کردم.
گاهی میشه 12 ساعت درد میکشم و هیچی نمیگم.
پس مطمئن باش تو هم میتونی.
این یه «درد دله» یا یه «دل درد» آخه برا هر چیزی دوایی هست. چرا دوست عزیزمون دل درد هاشو یواشکی تحمل میکنه و دم نمیزنه؟ پس دکتر به چه دردی می خوره؟
تو هم زیاد خودتو نخور دنیا که قد پهنایی نداره….به خودت برس.
موفق باشی
اين يعني يه سوتي

ولي با اين حال ميشه سوي هم در نظرش نگرفت.
درد درده. چه روحي باشه چه رواني.
حالا بايد جمله بندي هاي نظر قبلي منو ويرايش کنين تا ربط پيدا کنه به مطلب.
اميدوارم درد دلتون خوب بشه
خب چرا هیچی نمیگی!!!! من همیشه حاضر برای گوش دادن هستم >D:<